شمعا بهم نشون میدن چجوری عاشقت شدم


سوختم روی کیک نگات،اما تموم شدم خودم


تولدم مبارکه، امشب تولد منه


توی اتاق شیشه ای هیچ کسی دست نمیزنه


یه میز و دوتا صندلی، یک طرفش فقط پره


یه کیک تنها که کسی، یه تیک اش َ م نمی خوره


یه کادوی خالی فقط،هدیه امشب منه


یه قلب تنها که برای دیدن تو میزنه


کاش میدونستی امشبه، تولد این دیوونه


یا حتی یادتم نبود، فقط میومدی خونه


فضای بیرنگ چشام، منتظر رنگ توئه


بعد دو سال انتظار، خسته و دلتنگ توئه


از دو تا شمع روی کیک، فقط یه دونه روشنه


اون که نمی سوزی توئی، اونی که میسوزه منم


نه هدیه میخوام و نه گل، هدیه خودت گلی خودت


فقط یه بار بهم بگو، مبارکه تولدت


هر شب به دنیا میام و تولد خودم میرم


کادوی خیس اشکمو خودم به گونه هام میدم


هر شب به دنیا میام و خودم تولد میگیرم


لحظه به لحظه مثل شمع میسوزم آخر میمیرم


هدیه خودم، گل از خودم، مبارکه تولدم